فلسفه

رستم جان و آفتاب خان (افسانه‌های تاجیکی)

50,000ریال

گردآورنده:حکمت نعمت مترجم:سعید فاضلی‌جاه مترجم:راحله فاضلی

کتاب حاضر، با موضوع افسانه‌های مردم تاجیک، شامل داستان‌هایی با عنوان‌های: «دختر جسور»، «سلیم پهلوان»، «ایرج دیوافکن»، «سه برادر»، «بهما دروزرینه»، «بهرام و بهمن»، «جانان کاسَه» و «رستم خان و آفتاب‌خان» است. در خلاصه داستان «رستم خان و آفتاب‌خان» آمده است: در زمان قدیم، پادشاهی سه زن داشت. دو زن اوّلش فرزندی نداشتند و زن سوم پسری تنومند به نام «رستم‌خان» داشت. روزی پادشاه به جنگ رفت و مملکت را به زن سوم سپرد. دو زن اوّل با کمک یک پیرزن جادوگر، زن سوم را نزد پادشاه رسوا کرده و پادشاه دستور کشتن زن سوم را به وزیر خود داد. در این میان؛ «رستم خان» که جوانی قوی شده بود، همراه مادر به باغی گریخت. پیرزن جادوگر به تعقیب آن‌ها رفت و آن‌ها را در باغی یافت که دیوی در چاه آن نیمه‌جان بود. پیرزن نقشه کشید که با کمک دیو، زن پادشاه و «رستم‌خان» را بکشد. از طرفی «رستم‌خان» که برای تهیه غذا به بیرون باغ رفته بود، با دختر پادشاه، «آفتاب خان» که از ترس اژدهایی به لب دریا گریخته بود، مواجه شد. با کشتن اژدها، پادشاه «آفتاب خان» را طی ماجراهایی به عقد «رستم‌جان» درآورد و این در حالی بود که نقشه‌های پیرزن جادوگر و دیو نقش بر آب شده و پادشاه نیز بعد از کلّی ماجرا و کشف حقیقت به جست‌وجوی همسر و «رستم‌خان» بر آمده و هر سه زندگی خود را در کنار «آفتاب خان» از سر گرفتند.

موضوعات:

: داستان‌های تاجیکی – قرن ۲۰م.

توضیحات تکمیلی

وزن 500 g
ناشر

تاریخ نشر

کد دیویی

تعداد صفحات

نوبت چاپ

شمارگان

نوع جلد-ابعاد